الشيخ أبو الفتوح الرازي
360
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
[ 60 - پ ] و بى قدرتر ( 1 ) نيست چون از طريق مثل از ( 2 ) آفريدن مگسى قادر نهاند آنچه بيش از آن باشد و مهتر از آن بود چگونه توانند آفريدن ؟ * ( وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوه مِنْه ) * ، و اگر از طريق مثل مگسى ( 3 ) چيزى از ايشان بستاند نتوانند ستدن ( 4 ) از او ، و اين مثل است براى آن كه چنان كه اين فعل نتوانند كردن ، دگر فعل هم نتوانند كردن . و جمع قليل ذباب اذبّه باشد ، و جمع كثير ذباب ذبّان باشد ، كغراب و اغربة و غربان . آنگه گفت : * ( ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ) * ، ضعيف خلقاند هم طالب و هم مطلوب هم مگس و هم اصنام . عبد اللَّه عبّاس گفت : طالب ذباب است ، و مطلوب صنم اكبر ، و اين مثل براى آن گفت كه ايشان را عادت بودى كه اصنام را به انگبين بيالودندى و در برايشان بنبستندى ، مگس ( 5 ) بر ايشان جمع شدى و انگبين از ايشان بخوردندى ( 6 ) ، ايشان باز آمدندى و گفتندى : خدايان ما انگبين بخوردند . ضحّاك گفت : مراد عابد و معبود است . ابن زيد و ابن كيسان گفتند : ايشان را عادت بود كه اصنام خود را به انواع حلَّى و جواهر بياراستندى ، و طيب بر او داشتندى ، اگر در ميانه چيزى گم شدى ايشان ندانستندى كه كجا رفت و باز نتوانستندى جستن ، خداى تعالى اين مثل براى آن زد . و اگر بر ابهام و جمله حمل كنند و ( 7 ) عموم اوليتر باشد . * ( ما قَدَرُوا اللَّه حَقَّ قَدْرِه ) * ، يعنى خداى را تعظيم نكردند حقّ تعظيم او ، و نشناختند حقّ شناختنش ، چه اگر شناختندى او را و قدر ( 8 ) عظمت او دانستندى ، به او شرك نياوردندى و اصنام را انباز او نكردندى كه ايشان با مگسى بس نباشند ( 9 ) . آنگه گفت : * ( إِنَّ اللَّه لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ) * ، و خداى - جلّ جلاله - قادر است و عزيز ( 10 ) بى همتا ،
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بى قدرتتر . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بر . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مگس . ( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : باز ستدن ، آز : باز ستد ، مش : باز از او واپس ستدن . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها يسيار . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : بخوردى . ( 7 ) . آب ، آز ، مش بر . ( 10 - 8 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 9 ) . آط ، آب ، آز ، مش : نيايند ، آج ، لب : نيامدندى .